میتوان تنها شد

میتوان زار گریست

میتوان دوست نداشت

ودل عاشق آدم ها را زیر پاهاله کرد

میتوان چشمی را

به هیاهوی جهان خیره گذاشت

میتوان صدها بار علت غصه دل را فهمید

میتوان...

میتوان بد شد و بد دید و بد اندیشه نمود...

آخرش هم تنها میتوان تنها رفت...

با جهانی همه اندوه و غم و بدبختی

یادگاری همه جا سردی و تلخی وغرور

فاتحه؟

خوب شد رفت

عجب آدم بد خلقی بود

ولی ای کودک زیبای دلم آن ور سکه تماشا دارد

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 تیر 1389    | توسط: حمید    | طبقه بندی: شعر های عاشقانه،     | نظرات()