به همین سادگی کم شد عمر گلبوته تو دستم
گله از تو نیست میدونم خودم اینو از تو خواستم


به جون ستاره هامون تو عزیز تر از چشمامی
هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی


تو رو محز لحظه هامون نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو به خدا گفتم به سختی


من اگه دوست نداشتم پای غمهات نمیموندم
واست این همه ترانه از ته دل نمیخوندم


اگه گفتم برو خوبم،واسه این بود که می دیدم
داری آب میشی میمیری ،اینو از همه شنیدم


دارم از دوریت میمیرم تا کنار من نسوزی
از دلم نمیری عمرم، نفسهامی که هنوزی
تورو محز خیره هامون که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد


تو که تنها نمیمونی من تنها رو دعا کن
خاطراتمو نگه دار اما دستهامو رها کن
دست تو اول عشقه بسپرش به آخرین مرد
مردی که پشت یه دیوار باسه چشمهات گریه میکرد
گریه میکرد


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 خرداد 1389    | توسط: حمید    | طبقه بندی: عکس و تصاویر عاشقانه، شعر های عاشقانه،     | نظرات()